السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

508

تفسير الميزان ( فارسي )

خريدار به صف در نيامده چون رمه گوسفند از اينجا به آنجا سوق داده نشوند ، نتيجه ديگرش اين شد كه ديگر عده اى از نفوس بشر براى خدمت در حرمسراها اخته نگردند ، خلاصه امروز ديگر از آن بردگان و آن اخته ها حتى براى نمونه يك نفر هم يافت نمىشود ، مگر در بعضى از اقوام وحشى بطورى كه نقل مىكنند . ليكن بايد ديد آيا صرف بر انداختن اسم برده و برده گيرى از زبانها و يافت نشدن اشخاص به اين اسم ، يك دانشمندى را كه آزادانه فكر مىكند قانع ميسازد ؟ و آيا مردم فهميده نمىپرسند كه مگر در اين مساله بحث و نزاع بر سر اسم بود كه با منع از بردن اسم برده و اطلاق اسم حر بر بندگان مطلب تمام و نزاع خاتمه يابد اگر چه آش همان آش و كاسه همان كاسه باشد ؟ باز هم منافع كار عده اى را از آنان سلب و اراده شان را تابع اراده خود بكنند ؟ آيا اين همه گفتگوها و مبارزه هاى اساسى بر سر واقعيت و حقيقت معناى آزادى و آثار آن بود و راستى اينها با رسوم بردگى مخالفند ؟ ! اگر مخالفند پس آن رفتار وحشيانه در جنگ جهانى دومشان چه بود كه دول ضعيف را تسليم بلاقيد و شرط خود نموده چون مور و ملخ به شهرها و ديارشان تاخته ميليونها از اموالشان را به تاراج برده حتى بر جانشان و اطفال بى گناهشان هم رحم نكردند و ميليونها نفر را به اسيرى و بردگى به داخل خاك خود كشيده بهر كارى كه خواستند واداشتند و همين امروز هم رفتار خود را به همان منوال دارند ادامه مىدهند . خدايا ! آيا برده گيرى غير از همين رفتار غربيها است ، و به صرف اينكه از بردن اسم بردگى جلوگيرى كرده‌اند آزاديخواه و مدافع حقوق بشر شدند ؟ مگر معناى برده گيرى غير از سلب آزادى مطلق و تملك اراده و عمل ديگران و نفوذ حكم اقويا و عزتطلبان در اشخاص ضعيف و ذليل به دلخواه خود و به حق و ناحق حكم كردن چيز ديگرى است . شگفتا ! مگر اسلام چه فرموده بود ؟ اسلام هم همين حكم را البته به صحيحترين وجهى امضا كرده بود ، چطور شد كه با كمال بى شرمى نظام صحيح اسلامى را نظام بردگى ناميده و نظام غلط خود را نظام بردگى نمىنامند ؟ و حال آنكه اسلام اگر برده مىگيرد به آسانترين وجه و خفيفترين مئونه گرفته ، و آنها به بى رحمانه ترين وجه و سنگينترين مئونه مىگيرند . ما هنوز خاطرات تلخ آن جنگ جهانى را از ياد نبرده‌ايم ، با اينكه اينها ميهن ما را بعنوان دوستى و حمايت و حفظ از خرابيهاى جنگ اشغال كرده آن همه وحشىگرىها را از خود نشان دادند ، واى به حال كشورهايى كه اين طرفداران آزادى و مخالفين نظام بردگى آن كشورها را به عنوان فتح و غلبه بر دشمن اشغال نمودند ، از آن دوستىشان با ما مىتوان فهميد